آیا شخص روزه دار می تواند در آب شنا کند؟

نظر بیشتر فقها در مورد فرو بردن سر در آب این است که روزه را باطل می کند ؛ ولی برخی دیگر از فقها دیدگاهشان این است که فرو بردن سر در آب ،روزه را باطل نمی کند

نکاتی در مورد فرو بردن سر در آب  

* زیر دوش حمام رفتن غیر از فرو بردن سر در آب است  ؛ آن چه فقها فرموده اند این است که اگر در جایی آب جمع شده باشد مانند حوض و امثال آن ، چنانچه سر را یک مرتبه  در آب فرو بریم روزه باطل می شود.



* نظر  بیشتر فقها در مورد فرو بردن سر در آب این است که روزه را باطل می کند ؛ ولی برخی دیگر از فقها دیدگاهشان این است که فرو بردن سر در آب، روزه را باطل نمی کند ؛ بر این اساس لازم است در زمینه مزبور به رساله مراجع تقلید مراجعه شود.



* اگر کسی در آب بیفتد یا فراموش کند که روزه است و سر را در آب فرو برد روزه اش باطل نیست ؛ ولی به مجرد این که قدرت پیدا کرد یا یادش آمد باید سر را از آب بیرون آورد.

 



:: برچسب‌ها: شخص , روزه , شنا , احکام , فرو بردن , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : سید علی حسینی
تاریخ : شنبه 5 تير 1395
احکام بانوان در ماه رمضان

روزه نگرفتن در اوایل بلوغ

سؤال: در سال های اول تکلیف (9 سالگی به بعد) به توصیه و تاکید مادرم مبنی بر اینکه توانایی روزه گرفتن را ندارم، و با توجه به اینکه خودم نیز نمی توانستم تشخیص دهم که آیا می توانم روزه بگیرم یا نه، چند سالی را روزه نگرفته ام و در حال حاضر چون مدت زیادی از آن گذشته، تعداد روزه های فوت شده را نمی دانم، و ثانیا نمی دانم که آیا کفاره هم بر من واجب است یا نه؟

پاسخ: باسمه تعالی - به مقداری که یقین دارید بعد از بلوغ روزه نگرفته اید، باید قضا نمایید و کفاره در فرض مساله واجب نیست (2) .

یقین نداشتن به نگرفتن روزه

سؤال: دختری هستم 17 ساله که به حکم شرع اسلام از 9 سالگی شروع به روزه گرفتن کرده ام، اما سه سال اول را به گفته خواهرم، من روزه های خود را با خوردن چیزهایی باطل می کرده ام، ولی خودم به یاد ندارم که چیزی خورده باشم، در صورتی که خواهرم قسم می خورد که من روزه های خود را افطار می کرده ام . امیدوارم با راهنمایی شما رهبر عزیز تزکیه نفس و باطن کنم .

پاسخ: باسمه تعالی - اگر یادتان نیست که روزه نگرفته اید یا افطار کرده اید، چیزی بر شما نیست (3) .

استمرار بیماری و قضا نداشتن روزه

سؤال: دختری 27 ساله هستم که از سن 5 سالگی به بیماری رماتیسم مبتلا شده ام و تاکنون نیز به بیماری مبتلا هستم و به طور مستمر دارو می خورم و تحت نظر پزشک می باشم، در ضمن به بیماری اعصاب نیز مبتلا هستم . این حقیر از سن 9 سالگی که روزه ماه رمضان بر دختران واجب می شود تا کنون که 27 سال دارم نتوانسته ام به علت بیماری روزه بگیرم . آیا من باید کفاره روزه هایی را که نگرفته ام بدهم؟ در صورت مثبت بودن جواب، بفرمایید که چه چیز و چه مقدار و به کی باید بدهم؟

پاسخ: باسمه تعالی - اگر به علت بیماری، روزه فوت شده و بیماری استمرار دارد، قضا ساقط است . ولی برای هر روز باید یک مد طعام به فقیر بدهد (4) .

روزه و ضعف چشم

سؤال: چشمان من خیلی ضعیف می باشد (نمره 8) و خیلی دوست دارم که روزه بگیرم، ولی می ترسم که برای چشمانم ضرر داشته باشد . آیا باید روزه بگیرم؟ و آیا می توانم کارهای ظریف دیگری از قبیل خیاطی، بافتنی و مطالعه انجام دهم؟

پاسخ: باسمه تعالی - با فرض خوف و ترس ضرر برای چشم، روزه گرفتن جایز نیست، و همچنین کارهای دیگری که به چشم ضرر داشته باشد (5) .

روزه و ضعف جسمانی

سؤال: دختری که به حد بلوغ رسیده است، به واسطه ضعف بنیه نمی تواند ماه مبارک روزه بگیرد، و بعد از ماه مبارک هم تا سال دیگر نمی تواند قضا کند حکمش چیست؟

پاسخ: باسمه تعالی - قضای روزه ها بر عهده او هست، هر وقت توانست بگیرد . و برای تاخیر هر روز تا رمضان بعد باید یک مد طعام که تقریبا ده سیر است به فقیر بدهد، مگر آنکه در تاخیر معذور باشد و پس از آن اگر تاخیر شد، چیزی بر او نیست (6) .

بانوانی که روزه بر آن ها واجب نیست

برخی از بانوانی که روزه بر آن ها واجب نیست عبارتند از:

الف) زن باردار

زنی که زاییدن او نزدیک است و روزه برای حملش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست . و باید برای هر روز یک مد طعام، یعنی گندم یا جو و مانند این ها به فقیر بدهد . و نیز اگر روزه برای خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست . و بنا بر احتیاط واجب باید برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد . و در هر دو صورت روزه هایی را که نگرفته باید قضا نماید . (7)

ب) زن شیرده

زنی که بچه شیر می دهد و شیر او کم است، چه مادر بچه یا دایه او باشد یا بی اجرت شیر دهد، اگر روزه برای بچه ای که شیر می دهد ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست و باید برای هر روز یک مد طعام، یعنی گندم یا جو و مانند این ها به فقیر بدهد . و نیز اگر برای خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست . و بنا بر احتیاط واجب باید برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت روزه هایی را که نگرفته، باید قضا نماید . ولی اگر کسی پیدا شود که بی اجرت بچه را شیر دهد، یا برای شیر دادن بچه از پدر یا مادر بچه یا از کس دیگر که اجرت او را بدهد اجرت بگیرد، احتیاط واجب آن است که بچه را به او بدهد و روزه بگیرد (8) .

ج) زن پیر

1- کسی که به واسطه پیری نمی تواند روزه بگیرد، یا برای او مشقت دارد، روزه بر او وجب نیست . ولی در صورت دوم باید برای هر روز یک مد طعام که تقریبا ده سیر است گندم یا جو و مانند این ها به فقیر بدهد (9) .

2- کسی که به واسطه پیری روزه نگرفته، اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگیرد، بنابر احتیاط واجب باید قضای روزه هایی را که نگرفته به جا آورد (10) .

روزه زنان باردار

سؤال: آیا بر زن حامله در مدت حاملگی بخصوص ماه های اول، روزه واجب است و برای حمل او ضرری ندارد؟

پاسخ: باسمه تعالی - روزه بر او واجب است، مگر برای خود او یا حمل ضرر داشته باشد (11) .

قضای روزه زنان باردار

سؤال: زنی مدت هاست که یا حامله است و یا بچه شیر می دهد، و در ماه رمضان نمی تواند روزه بگیرد . تکلیفش در مورد قضای روزه چگونه است؟

پاسخ: وجوب قضا ساقط نیست (12) .

قضای روزه زن شیرده

سؤال: اینجانب در سنین اول بلوغ به علت نادانی، بیشتر روزه هایم را خورده ام و روزهای حاملگی به علت دستور دکتر روزه نگرفتم و سال اول عروسی یک ماه نگرفتم . اکنون 50 ساله هستم و نمی توانم همه آن ها را بگیرم . البته تا آنجا که ممکن است روزه می گیرم . از طرفی برای هر روز 60 نفر را نمی توانم طعام یا پولش را بدهم . بفرمایید چه کنم تا دینم ادا شود؟

پاسخ: باسمه تعالی - اگر از روی علم و عمد روزه ها را نگرفته اید، علاوه بر قضا کفاره هم واجب است . ولی زن اگر بچه شیر می دهد و روزه برای او یا بچه اش ضرر دارد، می تواند افطار کند و فقط روزه ها را قضا کند و کفاره ندارد (13) ، و دادن پول به جای کفاره کفایت نمی کند (14) .

زن حائض و نفساء

1- روزه بر زن حائض و نفساء واجب نیست، اگر چه خون قاعدگی یا نفاس را فقط در جزئی از روز ببیند . بنابراین چنانچه زنی لحظه ای قبل از غروب آفتاب این خون ها را ببیند، و یا لحظه ای بعد از اذان صبح این خون ها از او قطع شوند، روزه بر او واجب نیست و روزه اش صحیح نخواهد بود (15) .

2- اگر به واسطه مرض یا حیض یا نفاس روزه رمضان را نگیرد، و پیش از تمام شدن رمضان بمیرد، لازم نیست روزه هایی را که نگرفته برای او قضا کنند، اگر چه مستحب است (16) .

3- اگر چند روز را حیض قرار دهد و عبادت نکند، بعد بفهمد حیض نبوده است، باید نماز و روزه ای را که در آن روزها به جا نیاورده، قضا نماید . و اگر چند روز را به گمان اینکه حیض نیست عبادت کند، بعد بفهمد که حیض بوده، چنانچه آن روزها را روزه گرفته باید قضا نماید (17) .

4- وقتی زن از خون نفاس پاک شد، باید غسل کند و عبادت های خود را به جا آورد . و اگر دوباره خون ببیند، چنانچه روزهایی که خون دیده با روزهایی که در وسط پاک بوده، روی هم 10 روز یا کمتر از 10 روز باشد، تمام آن نفاس است . و اگر روزهایی که پاک بوده، روزه گرفته باشد باید قضا نماید (18) .

5- بانوانی که در ایام حیض و نفاس روزه واجب نگرفته اند، واجب است قضای آن را به جا آورند . و بر زن مستحاضه واجب است که ادای روزه را به جا آورد، و اگر از او فوت شد، قضای آن را به جا آورد . (19)

مشاهده خون بعد از عادت ماهانه

سؤال: عادت ماهانه خانمی به طور معمول 5 روز بوده و پس از این مدت پاک می شده . در ماه مبارک رمضان طبق عادت همیشگی پس از پنج روز، غسل نموده و روز ششم پاک بوده و روزه گرفته، ولی در روز هفتم دوباره لکه خونی مشاهده کرده . وضعیت نماز و روزه این شخص در این دو روز - بخصوص روز ششم - چگونه است؟

پاسخ: باسمه تعالی - در چنین صورتی هر دو روز حکم حیض را دارد (20) .

استفاده از قرص

سؤال: آیا زن در ماه رمضان می تواند از قرص های ضد رگل استفاده کند تا بتواند روزه یک ماه را کامل بگیرد؟

پاسخ: باسمه تعالی - اگر ضرر به مزاج نزند، اشکال ندارد (21) .

بند آمدن خون حیض

سؤال: زنی که معمولا حیض می شود، ولی از قرص جلوگیری حیض استفاده کرده تا روزه اش را نخورد، آیا صحیح است یا خیر؟

پاسخ: باسمه تعالی - اگر با خوردن قرص، حیض بند آمده، روزه صحیح است (22) .

پیشگیری از عادت با قرص و آمپول

سؤال: بعضی از خانم ها (در سفر حج) برای پیشگیری از عادت ماهانه قرص می خورند . گاهی با خوردن قرص باز هم عادت می شوند و به وسیله آمپول از ادامه عادت جلوگیری می کنند . در این صورت آیا حکم طهارت از حیض را پیدا می کنند، و آیا می توانند وارد مسجدالحرام شوند و طواف نماز به جا آورند؟

پاسخ: باسمه تعالی - اگر 3 روز پی در پی خون نبینند، حکم حیض مترتب نیست و نماز و روزه صحیح است، و کمتر از 3 روز حکم استحاضه را دارد (23) .

روزه مستحاضه

1- روزه مستحاضه قلیله صحیح است و در صحت آن، وضو شرط نیست . اما غیرمستحاضه قلیله بنابر اقوی غسل های روزانه اش در صحت روزه اش شرط است . و در مستحاضه کثیره احتیاط ترک نشود به اینکه غسل شبی را که فردایش روزه می گیرد انجام دهد (24) .

2- روزه زن مستحاضه ای که غسل بر او واجب می باشد، در صورتی صحیح است که در روز غسل هایی را که برای نمازهای روزش واجب است انجام دهد . و نیز بنابر احتیاط واجب باید غسل نماز مغرب و عشای شبی که می خواهد فردای آن روز روزه بگیرد به جا آورد . ولی اگر بعد از نماز مغرب و عشا غسل نکند و برای خواندن نماز شب پیش از اذان صبح غسل نماید، و در روز هم غسل هایی را که برای نمازهای روزش واجب است به جا آورد، روزه او صحیح است (25) .

3- بنابر اقوا برای اینکه روزه مستحاضه صحیح باشد، انجام غسل هایی که در روز برای نماز انجام می شود، شرط است . ولی انجام غیرغسل های روزانه (یعنی غسل هایی که برای نمازهای شبش انجام می شود) شرط نیست . بنابراین اگر پیش از نماز صبح یا ظهر و عصر مستحاضه شود به طوری که موجب غسل باشد، مانند استحاضه متوسطه و یا کثیره و غسل نکند، روزه او باطل می شود . بر خلاف اینکه اگر بعد از نماز ظهر و عصر مستحاضه شود و تا غروب غسل نکند، روزه اش باطل نمی شود . و احتیاط ترک نشود به اینکه غسل نماز شب قبلش را انجام دهد . و اگر پیش از سپیده صبح برای نماز شب و یا نماز صبح غسل کند، کفایت می کند و بنابر اقوا روزه او صحیح است (26) .

4- اگر بعد از نماز عصر مستحاضه شود و تا غروب غسل نکند روزه او صحیح است (27) .

5- اگر زنی که در حال استحاضه است، غسل های خود را به تفصیلی که در احکام استحاضه (توضیح المسائل) گفته شده به جا آورد، روزه او صحیح است(28) .

6- احتیاط واجب آن است که زن مستحاضه در تمام روزی که روزه است به مقداری که می تواند از بیرون آمدن خون جلوگیری کند (29) .

مبطلات روزه و احکام آن

1- نه چیز روزه را باطل می کند، از جمله:

الف . خوردن و آشامیدن .

ب . باقی ماندن بر حیض و نفاس تا اذان صبح (30) .

2- جویدن غذا برای بچه یا پرنده و چشیدن غذاو مانند این ها که معمولا به حلق نمی رسد، اگر چه اتفاقا به حلق برسد، روزه را باطل نمی کند . ولی اگر انسان از اول بداند که به حلق می رسد، چنانچه فرو رود، روزه اش باطل می شود و باید قضای آن را بگیرد و کفاره هم بر او واجب است (31) .

3- سؤال: در سن 9 سالگی که روزه بر من واجب شده بود، پدرم برای خوردن سحری وقتی مرا بیدار می کرد که 5 دقیقه به اذان صبح باقی مانده بود و می گفت: "تا اذان تمام نشده است می توانید غذا بخورید . " و من هم همین کار را می کردم و تا کلمه "حی علی خیر العمل" غذا می خوردم . آیا این روزه ها قضا دارد یا نه؟

پاسخ: باسمه تعالی - اگر نمی دانید بعد از طلوع فجر خورده اید، قضا ندارند (32) .

4- اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و عمدا غسل نکند، یا اگر وظیفه او تیمم است عمدا تیمم نکند روزه اش باطل است (33) .

5- کسی که فاقد الطهورین است (یعنی وسیله غسل و تیمم ندارد)، اگر تا اذان صبح بر حیض و نفاس باقی بماند، روزه اش صحیح است (34) .

6- اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و برای غسل وقت نداشته باشد، چنانچه بخواهد روزه ماه رمضان یا قضای آن را بگیرد، باید تیمم نماید و روزه اش صحیح است، و اگر بخواهد روزه مستحب یا روزه واجب مثل روزه کفاره و روزه نذری بگیرد، اگر چه بدون تیمم هم روزه اش صحیح است، ولی احتیاط مستحب آن است که تیمم کند (35) .

7- اگر زن نزدیک اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و برای هیچ کدام از غسل و تیمم وقت نداشته باشد، یا بعد از اذان بفهمد که پیش از اذان پاک شده، روزه او صحیح است . ولی اگر در وسعت وقت قضای رمضان را گرفته باشد، صحیح بودن آن اشکال دارد (36) .

8- اگر زن بعد از اذان صبح از خون حیض یا نفاس پاک شود، یا در بین روز خون حیض یا نفاس ببیند، اگر چه نزدیک مغرب باشد، روزه او باطل است (37).

9- اگر زن غسل حیض یا نفاس را فراموش کند و بعد از یک روز یا چند روز یادش بیاید، روزه هایی که گرفته صحیح است (38) .

10- اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و در غسل کردن کوتاهی کند و تا اذان غسل نکند و در تنگی وقت تیمم هم نکند، روزه اش باطل است . ولی چنانچه کوتاهی نکند، مثلا منتظر باشد که حمام، زنانه شود، اگر چه سه مرتبه بخوابد و تا اذان غسل نکند، در صورتی که تیمم کند روزه او صحیح است (39) .

کفاره روزه

1- اگر عمدا روزه خود را باطل کند و بعد عذری مانند حیض یا نفاس یا مرض برای او پیدا شود، کفاره بر او واجب نیست (40) .

2- (در کفاره روزه) اگر در بین روزهایی که باید پی در پی روزه بگیرد، عذری مثل حیض یا نفاس یا سفری که در رفتن آن مجبور است برای او پیش آید، بعد از برطرف شدن عذر، واجب نیست روزه ها را از سر بگیرد، بلکه بقیه را بعد از برطرف شدن عذر به جا می آورد (41) .

روزه کفاره

اگر زن در عزای میت صورت خود بخراشد به طوری که خون بیاید یا موی خود را بکند، باید یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را طعام دهد، و یا آن ها را بپوشاند . و اگر نتواند باید سه روز روزه بگیرد، بلکه اگر خون هم نیاید، بنابر احتیاط واجب به این دستور عمل نماید (42) .

قضای روزه

سؤال: بانویی است مدت 14 سال ازدواج کرده و ماه مبارک رمضان هیچ سالی روزه هایش را مرتب نگرفته . گاهی حامله بوده و گاهی تقریبا مریض، و در ایام غیر ماه رمضان که سلامت هم بوده، قضای آن ها را به جا نیاورده است و موانعی هم نداشته و نمی داند در این چند سال ماه رمضان چند روز را روزه نگرفته، چه مقدار باید قضا نماید؟

پاسخ: باسمه تعالی - روزه هایی را که یقین دارد قضا شده، باید قضا نماید و بیشتر از آن واجب نیست (43) .

قضای روزه پدر و مادر

قضای روزه پدر بر غیر پسر بزرگتر و بر دختر - اگر چه فرزند پسر هم نباشد - واجب نیست . و قضای روزه مادر نه بر پسر و نه بر دختر واجب نخواهد بود (44) .

روزه های حرام

1- اگر زن به واسطه گرفتن روزه مستحبی حق شوهرش از بین برود، و همچنین اگر شوهر، او را از گرفتن روزه مستحبی مطلقا نهی کند (چه مزاحمت با حق شوهر داشته باشد یا نداشته باشد) نباید این احتیاط ترک شود (45) .

2- روزه مستحبی اولاد اگر اسباب اذیت پدر و مادر یا جد شود، جایز نیست . بلکه اگر اسباب اذیت آنان نشود، ولی او را از گرفتن روزه مستحبی (منع) کنند، احتیاط واجب آن است که روزه نگیرد (46) .

مستحبات و مکروهات در روزه

1- زنی که در بین روز از خون حیض یا نفاس پاک شود، مستحب است در ماه رمضان از کاری که روزه را باطل می کند، خودداری نماید . (47)

2- چند چیز برای روزه دار مکروه است و از آن جمله است: سرمه کشیدن در صورتی که مزه یا بوی آن به حلق برسد و نشستن زن در آب و 



:: برچسب‌ها: احکام بانوان , روزه , قضا , غسل , حیض , نفاس , خون , مبطل , ماه مبارک رمضان ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : سید علی حسینی
تاریخ : شنبه 5 تير 1395
شرایط وجوب روزه برای بانوان

شرایط وجوب روزه

روزه با شرایط زیر بر انسان واجب می شود:

الف - بالغ بودن .

ب - عاقل بودن .

ج - مسافر نبودن .

د - مضر نبودن روزه .

ه - پاک بودن زن از حیض و نفاس 



:: برچسب‌ها: ماه رمضان , احکام بانوان , روزه , کفاره , شرایط روزه ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : سید علی حسینی
تاریخ : شنبه 5 تير 1395
ناراحنی حضرت محمد از بی حجابی بانوان

فهمی که انسان را با حقایق عالم و معارف الهیه آشنا می‌کند و درست‌ترین روش زندگی را در اختیار انسان می‌گذارد، ویژه‌ترین نعمت الهی در وجود بندگان است.

ا هیچ مرد و زنی در عالم نبوده و نخواهد بود مگر این‌که مایه فهم در او وجود دارد؛ بدین سبب است که روز قیامت، در روز حساب با خدا درباره انسان گفت‌وگو خواهد کرد.

 دعای کمیل، در حقیقت وحی حضرت حق به خضر نبی بر محوریت نعمت بزرگ فهم است که امیرمؤمنان علی علیه السلام برای کمیل روایت می‌کنند.

ایشان با بیان این‌که اغلب افعال مضارع قرآن کریم دلالت استمراری بر آینده دارد، خاطرنشان کردند: انسانی که مشغول به لذت‌های دنیایی می‌شود، از لذت‌های مستمر و دائمی در دنیا و پس از مرگ بی بهره می‌ماند و این از فکر نکردن و عدم فهم نشأت می‌گیرد.

آنانی که زندگی حیوانی محض دارند، روز قیامت باید پاسخ‌گوی لذت جویی و خوراک‌های دنیایی‌شان را بدهند.

ایشان یادآور شدند: خدای رحمان روز قیامت با مؤمنان نیز هم سخن می‌شود و نعمت‌های خودش به او و گناهان وی را یادآوری می‌کند؛ پس از این‌که مؤمن شرمنده شد، بهشت را به او بشارت می‌دهد.

با اشاره به وقایع روز محشر و اتفاقاتی که برای اهل فهم و کفار می‌افتد، ادامه دادند: اهمیت داشتن فهم دلیلی نمی‌خواهد بلکه نفهمیدن نیازمند علت است؛ خدا با اهدای نعمت فهم بر ما منت گذاشت و بهشت را روزی ما کرد؛ هرچه او را شکر کنیم، کافی نخواهد بود.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کردند: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در معراج خویش، 15 عذاب روز قیامت را برای زنان دید که یکی از آن عذاب‌ها ویژه زنان بدحجاب است؛ حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم برای امت خود به قدری ناراحت شدند که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می‌فرمایند: دیگر لبخندی بر صورت پدرشان ندیدند؛ ای مؤمنان چرا با نافرمانی و بدحجابی اسباب ناراحتی رسول مهربانی را فراهم می‌کنید؟

استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به چگونگی فهمیده شدن اهل فهم تصریح کردند: کسی که می‌فهمد جهان صاحب و آفریننده‌ای دارد و حسابگر اعمال ما است، در خانواده یا اجتماع یا مسجدی پرورش یافته است که در آن میان، صحبت از فهم دین بوده است.

ایشان با بیان این‌که حکمت، دانش و حقیقت، سه منبع انرژی برای مؤمن شدن و فهمیده شدن یک انسان است، عنوان کردند: امیرمؤمنان علی علیه السلام در روایتی می‌فرمایند: مؤمن شبانه‌روز مشغول عبادت خدا و خدمت به بندگان خدا است؛ همچنین مؤمن در نهایت صبر به سر می‌برد و محال است که به سبب مشکلات از خدا فاصله بگیرد؛ مؤمن تمامی نعمت‌های پروردگارش را شکر می‌گوید و غرق در فهمیدن است.



:: موضوعات مرتبط: مقالات , ,
:: برچسب‌ها: ماه رمضان-ناراحتی-دین-حجاب-اسلام-شیعه-نسل سوم ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : سید علی حسینی
تاریخ : شنبه 5 تير 1395
احکام بانوان

حيض  رحم زن در هر 28 روز پيوسته در حال فعاليت براى بارورى است .
اگر آبستنى صورت نگيرد دور سازندگى با آغاز خونريزى پايان مييابد.
در اين دوره بانوان از نظر طهارت و عبادت و آميزش جنسى وظائفى دارند كه بايد مراعات كنند.
(مسأ له 2011 ) در مبحث استحاضه و حيض و نفاس هر جا گفته شود وظيفه زن احتياط است منظور اين است كه هم عبادات خود را به جا آورد و هم كارهائى را كه بر حائض حرام است ترك كند, ولى چون بعضى از فقها(1) عبادت حائض را ذاتا حرام ميدانند, بنابراين در مواردى كه ديگران به جمع بين تروك حائض و اعمال مستحاضه فتوا ميدهند احتياط كامل ممكن نيست .
(مسأ له 2012) خون حيض در بيشتر اوقات , غليظ و گرم و رنگ آن سرخ ياسرخ مايل به سياه است و با فشار و كمى سوزش بيرون ميآيد.
(مسأ له 2013) زنان قرشى (2) (كه زنان سيد يك صنف از آنها هستند) و غيرقرشى هر دو بعد از تمام شدن پنجاه سال قمرى تا شصت سالگى اگر درروزهاى عادت خود خون ببينند يا خونى كه ميبينند نشانه هاى حيض داشته باشد بايد احتياط كنند يعنى هم وظائف مستحاضه را انجام دهند و هم كارهائى را كه حائض بايد ترك كند, ترك نمايند و بعد از شصت سالگى يائسه ميشوند.
(مسأ له 2014) خونى كه دختر پيش از تمام شدن نه سال و زن بعد از يائسه شدن ميبيند حيض نيست .
(مسأ له 2015) زنى كه بچه شير ميدهد و زن حامله ممكن است حيض شوند.
فرق حامله با زنان ديگر در اين است كه اگر بعد از گذشتن بيست روز از اول عادتش خونى با نشانه هاى حيض ببيند, لازم است بنابر احتياط, احتياط كنديعنى وظائف حائض و مستحاضه را مراعات كند.
(مسأ له 2016) زنى كه شك دارد يائسه شده , اگر خونى ببيند و نداند حيض است يا نه , بايد بنا بگذارد كه يائسه نشده است .
(مسأ له 2017) مدت حيض كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نميشود و اگرمختصرى هم از سه روز كمتر باشد, حيض نيست .
البته در زن باردار اگر كمتراز سه روز شد, بايد احتياط كند (مسأ له 2018) بايد سه روز اول حيض پشت سر هم باشد, و اگر در ضمن ده روز, سه روز يا بيشتر خون ببيند ولى سه روز آن پشت سر هم نباشد, بايد درتمام روزهائى كه خون ديده و يا در وسط پاك است , احتياط كند.
(مسأ له 2019) لازم نيست در تمام سه روز خون بيرون بيايد بلكه اگر در داخل خون باشد كافى است به شرط آنكه از اول مقدارى خون بيرون آمده باشد واگر اصلا خون بيرون نيامده باشد احتياط آنست كه عبادتهايش را بجا آورد وكارهائى را كه بر حائض حرام است , ترك كند.
همچنين است اگر در بين سه روز مدت بسيار كمى پاك شود.
(مسأ له 2020) لازم است سه شبانه روز كامل خون ببيند تا حائض محسوب شود و اگر از اذان صبح روز اول تا غروب روز سوم پيوسته خون جريان داشته باشد و بعد قطع شود, بايد احتياط كند.
(مسأ له 2021) اگر سه روز پشت سر هم خون ببيند و پاك شود, چنانچه دوباره خون ببيند, به طورى كه محكوم به حيض باشد و روزهايى كه خون ديده و دروسط پاك بوده روى هم از ده روز بيشتر نشود, روزهائى كه در وسط پاك بوده بايد احتياط كند و روزهائى كه خون ديده حيض است .
(مسأ له 2022) اگر خونى ببيند كه از سه روز بيشتر و از ده روز كمتر باشد ونداند كه خون حيض است يا خون زخم و جراحت , بايد احتياط كند يعنى كارهايى را كه بر حائض حرام است ترك كند و عبادتهايش را بجا آورد.
(مسأ له 2023) اگر خونى ببيند و شك كند كه حيض است يا نفاس , به احكام حيض و نفاس عمل كند و غسل را به قصد ((آنچه بر عهده اوست )) بجا آورد.
(مسأ له 2024) اگر خونى ببيند كه نداند خون حيض است يا بكارت , بايد بامقدارى پنبه خود را وارسى كند.
پس اگر اطراف آن آلوده باشد, خون بكارت است و اگر به همه آن رسيده , خون حيض است .
(مسأ له 2025) اگر كمتر از سه روز خون ببيند و پاك شود و بعد از سه روزخون ببيند و تا سه روز پى در پى جريان داشته باشدو مجموع خون اول وخون دوم و روزهاى وسط ده روز بيشتر نشود, در زمان خون اول و روزهاى پاك وسط, احكام استحاضه و حيض را مراعات كند و در زمان خون دوم به احكام حائض عمل كند.
و اگر بيشتراز ده روز شد, بعد از روز دهم از خون اول تا روز دهم خون دوم احكام حيض و استحاضه را مراعات كند.
(مسأ له 2026) زنى كه با استعمال دارو از عادت ماهانه خود جلوگيرى كرده است , چنانچه در ايام عادت يا غير آن , خونى ببيند و شك كند كه حيض است يا نه , در صورتى كه صفات حيض را دارا نبوده و از سه روز كمتر باشد, حيض نيست .
احكام حائض  (مسأ له 2027 ) چند چيز بر حائض حرام است : اول : عبادتهايى كه مانند نماز بايد با وضو يا غسل يا تيمم به جا آورده شود,ولى به جا آوردن عبادتهايى كه وضو و غسل و تيمم براى آنها لازم نيست ,مانند نماز ميت , مانعى ندارد.
دوم : تمام چيزهايى كه بر جنب حرام است و در احكام جنابت گفته شد.
سوم : آميزش جنسى از جلو, كه هم براى مرد حرام است و هم براى زن اگر به مقدار ختنه گاه داخل شود, اگر چه منى هم بيرون نيايد, بلكه بنابر احتياطمقدار كمتر از ختنه گاه را هم داخل نكند و بنابر احتياط آميزش از پشت نيزحرام است چه زن حائض باشد و چه نباشد.
(مسأ له 2028) آميزش كردن در روزهائى كه حيض زن قطعى نيست ولى شرعا محكوم به حيض است , جايز نيست .
پس زنى كه بايد به دستورى كه بعدا گفته ميشود روزهاى عادت خويشان خود را حيض قرار دهد, شوهرش نميتواند در آن روزها با او نزديكى كند.
(مسأ له 2029 ) اگر شماره روزهاى حيض زن به سه قسمت تقسيم شود و مرددر قسمت اول با زن خود از جلو آميزش كند, بنابر احتياط بايد يك دينار(حدود 22 نخود طلاى سكه دار (3)) و اگر در قسمت دوم آميزش كند, نيم دينار (حدود 11 نخود) و اگر در قسمت سوم آميزش كند, ربع دينار (حدود5/5 نخود) به فقير بدهد.
مثلا زنى كه شش روز خون حيض ميبيند, اگرشوهرش در شب يا روز اول و دوم با او آميزش كند بايد يك دينار شرعى و در شب يا روز سوم و چهارم نيم دينار و در شب يا روز پنجم و ششم بايد ربع دينار بدهد.
و بنابر احتياط اگر از پشت هم آميزش كند حكم همين است .
(مسأ له 2030) اگر طلاى سكه دار ممكن نباشد, بايد مصالحه كند (بر اساس طلاى بدون سكه و پول طلاى سكه دار) و اگر قيمت طلا در وقتى كه آميزش كرده است با وقتى كه ميخواهد به فقير بدهد فرق كرده است بايد قيمت وقتى را كه ميخواهد به فقير بدهد حساب كند.
(مسأ له 2031 ) اگر كسى هم در قسمت اول و هم در قسمت دوم و هم درقسمت سوم حيض , با زن خود آميزش كند, بنابر احتياط بايد هر سه كفاره را(كه روى هم سى و هشت نخود و نيم ميشود) بدهد.
(مسأ له 2032) اگر انسان بعد از آن كه در حال حيض آميزش كرده و كفاره آن راداده , دوباره آميزش كند, باز هم بايد كفاره بدهد.
(مسأ له 2033) اگر با زن حائض چند مرتبه آميزش كند و در بين آنها كفاره ندهد, بنابر احتياط براى هر آميزش يك كفاره بدهد.
(مسأ له 2034) اگر مرد در حال آميزش بفهمد زن حائض شده , بايد فورا از اوجدا شود و اگر نشود, بنابر احتياط بايد كفاره بدهد.
(مسأ له 2035) اگر با زن حائض زنا كند يا با حائض نامحرمى به گمان اينكه همسر اوست آميزش نمايد, بايد كفاره بدهد.
(مسأ له 2036) كسى كه نميتواند كفاره بدهد, بنابر احتياط بايد به اندازه سيرشدن يك فقير گرسنه صدقه بدهد و نيز استغفار كند, و هر وقت توانست , بنابراحتياط بايد كفاره بدهد.
(مسأ له 2037) طلاق دادن زن در حال حيض , باطل است .



:: برچسب‌ها: احکام بانوان , نفاس , عده , کفاره , حایض , آمیزش , خون , زن , بانوان , اسلام , شیعه , حرام , واجب , مستحب , مکروه , مباه , نماز ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : سید علی حسینی
تاریخ : یک شنبه 21 تير 1394
استراحت مذاکره‌کنندگان ایرانی در وین (عکس)

تیم مذاکره کننده ایران از اوایل تیرماه برای دستیابی به توافق احتمالی در هتل کوبورگ وین به سر می‌برد.

به گزارش تسنیم، توافق موقت ژنو (برنامه جامع مشترک) که در 30 ژوئن (9 تیر) به پایان می‌رسید تا 10  جولای (19 تیر) تمدید شده است تا فرصت بیشتری برای ادامه مذاکرات هسته‌ای بین ایران و گروه 1+5 پدید آید.

هتل تاریخی پله کوبورگ محل مذاکرات است و تسنیم تصاویری از محل استراحت تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی ایران در این هتل ارائه می‌کند.



:: موضوعات مرتبط: اخبار سیاسی , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : سید علی حسینی
تاریخ : یک شنبه 21 تير 1394
طرح داعش براي ترور ملا «باسم کربلايي

به گزارش شیعه آنلاین، حدود ده روز از انفجار تروريستي داعش در يکي از مساجد کويت ميگذرد اما همچنان جامعه کويت در شوک آن بسر ميبرند. 

وب سایت الوعي نيوز خبر خود درباره ترور مداح سرشناس اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، ملا «باسم کربلايي» را با عبارت فوق آغاز کرد.

در ادامه این خبر آمده: بدون شک اين آخرين علميات تروريستي گروهک داعش در کشورهاي خليج از جمله کويت نخواهد بود.

کما اينکه کارشناسان مختلف سياسي جهان عرب معتقدند که ال سعود در به وجود آمدن داعش نقش داشته تا از طريق اين گروهک تروريستي به اهداف سياسي و نظامي خود در متطقه دست يابد اما اکنون و بعد از گذشت حدود سه سال از تشکيل داعش, اکنون اين گروهک دامن سعودي و ديگر کشورهاي خليج را گرفته است.

اثبات اين مدعا, انفجار مسجد شيعيان در شرق سعودي و کويت بوده و همچنين تهديد به انفجار مسجد شيعيان در بحرين.

در همين حال شنيده شده داعش قصد دارد علاوه بر مساجد, شخصيت هاي شيعي را نيز مورد هدف قرار دهد.

در همين حال برخي صفحات وابسته به داعش در فيسبوک و تويتر, هدف بعدي داعش را ترور باسم کربلايي, مداح شيعي معروف عنوان کرده اند.



:: برچسب‌ها: ملا باسم , رمضان , داعش , ترور , شب , قدر , کویت , انفجار , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : سید علی حسینی
تاریخ : پنج شنبه 18 تير 1394
واکنش به «یک ایرانی را تهدید نکنید

در 24 ساعت گذشته رسانه‌ها به نقل از منابع آگاه خود چه اروپایی‌ها، چه روس‌ها و چه آمریکایی‌ها از بگو مگوها و فریادهایی صحبت کرده‌اند که در جلسه دوشنبه شب گذشته ایران و 1+5 میان ظریف و وزیران خارجه طرف مقابل و نیز موگرینی صورت گرفته است.

ظریف در واکنش به تهدید فدریکا موگرینی در نشست که در مقابل مخالفت ایران با برداشته نشدن تحریم‌های تسلیحاتی گفت: «پس برویم خانه‌هایمان.» می‌گوید: «هیچ وقت یک ایرانی را تهدید نکنید!» که در این لحظه سرگئی لاوروف نیز با اشاره دست می‌گوید، «و یک روس را



:: موضوعات مرتبط: اخبار سیاسی , ,
:: برچسب‌ها: واکنش ظریف , عصبانی , مجدد ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : سید علی حسینی
تاریخ : پنج شنبه 18 تير 1394
عد از انتشار خبر فریاد محکم ظریف در دفاع از غیرت ایرانیان حالا عکس لحظه فریاد وزیر خارجه کشورمان دست

کاترین رای سخنگوی خانم موگرینی در صفحه شخصی خود عکسی از گفتگو تند دکتر ظریف با موگرینی منتشر کرده و در این باره گفت: روابط صادقانه بر اساس احترام متقابل است. گفتنی است این عکس مربوط به لحظه ای است که دکتر ظریف با صدای بلند فریاد می زند: هیچ گاه یک ایرانی را تهدید نکنید.



:: موضوعات مرتبط: عکس , ,
:: برچسب‌ها: فریاد , ظریف , وین , عصبانی , مذاکرات , هسته ای , ایران , غرب , آمریکا , توهین به ایرانیان , تعجب , رسانه , خارجی , داخلی , سیاست ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : سید علی حسینی
تاریخ : پنج شنبه 18 تير 1394
ساده زیستی در اسلام به قلم سید امیر قزوینی

یکی از موضوعاتی که در زندگی فردی و اجتماعی و مادی و معنوی انسان تأثیر بسزایی دارد، ساده زیستی و قناعت است که متأسفانه کمتر به آن توجه شده است، در حالی که از نظر فرهنگ دینی، یکی از ارزش های متعالی به حساب می آید.

ساده زیستی، پاسخ انسان های دانا به زندگی ناپایدار دنیاست که در پرتو آن، آرامش درون و برون حاصل می شود. بنابر این، ساده زیستی با نوع شناخت انسان و نگرش او به زندگی دنیا مرتبط است.

در عصر حاضر، دو نگاه افراطی و تفریطی به بهره مندی از مواهب الهی و مادیات دیده می شود. عده ای در مادیات دنیا غوطه ور شده و اسیر زرق و برق و تجملات آن گردیده اند و برخی مانند راهبان مسیحی و صوفیان مزوّر، تارک دنیا شده و از جهان ماده یا به کلی بی خبرند و یا می خواهند با زندگی زاهدانه، افکار مردم را به خود جلب کنند.

رشد فزاینده عوامل قدرت و ثروت و ترویج مصرف گرایی در عصر حاضر، خطر روی آوردن به زندگی تجملاتی و فرو رفتن در مرداب دنیا را افزایش داده است.

وضعیت فوق و آثار زیان بار زندگی تجملاتی می طلبد که ویژگی های ساده زیستی و آثار مثبت آن را بررسی کنیم تا از خطرات دل بستگی تام و تمام به مواهب دنیوی و تجمل گرایی در امان بمانیم.

ساده زیستی مورد نظر اسلام عبارت است از: عدم دل بستگی به مظاهر دنیا و رهایی از تجملات و تشریفات زایدِ زندگی و بی پیرایه بودن که مقابل آن، تجمل گرایی و رفاه زدگی است.

ساده زیستی و زهد

ساده زیستی با مفهوم زهد و بی رغبتی، ارتباط تنگاتنگی دارد. استاد مطهری می گوید: «زهد، حالتی است روحی و زاهد از آن نظر که دل بستگی های معنوی و اخروی دارد، به مظاهر مادی زندگی بی اعتناست. این بی اعتنایی و بی توجهی تنها در فکر و اندیشه و احساس قلبی نیست و در مرحله ضمیر پایان نمی یابد. زاهد در زندگی عملی خویش، سادگی و قناعت را پیشه خود می سازد و از تنعّم تجمل و لذت گرایی پرهیز می نماید. زُهّاد جهان آنها هستند که به حداقل تمتع و بهره گیری از مادیات اکتفا کرده اند.»(1)

با این توصیف، مفهوم زهد دو مرحله قلبی و عملی دارد: مرحله قلبی آن، عدم دل بستگی به دنیا، و مرحله عملی آن، اکتفا کردن به حداقل ابزارهای زندگی و ساده زیستی است. پس می توان گفت: ساده زیستی راستین راه را برای تحصیل زهد حقیقی همواره می سازد؛ چنان که در روایتی از امام علی (ع) آمده است: «التّزهّد یؤدّی الی الزهد؛(2) واداشتن خود به زهد و ساده زیستی، منتهی به حالت درونی زهد می گردد». در جای دیگر می فرماید: «اول الزاهد التّزهّد؛(3) نخستین گام زهد، تزهّد (ساده زیستی) است.»

در یک جمله می توان گفت: زهد، مربوط به گرایش باطنی و قلبی انسان به دنیاست و ساده زیستی، ناظر به زندگی فردی و اجتماعی افراد است و نمی توان بدون روحیه ساده زیستی، به زهد رسید. تجمل گرایی، حاکی از دل بستگی به دنیاست که با زهد در تضاد است.

ساده زیستیِ صوفیانه

ساده زیستی مورد نظر اسلام، ساده زیستی عزت مند و راستین است که برداشت های ناصحیح صوفی گری با آن تطبیق نمی کند. متأسفانه در همه زمان ها، زاهد نماهای صوفی مسلک بوده و هستند که به دلیل عدم شناخت کامل از آموزه های دینی، نعمت ها را بر خود حرام کرده و لباس پشمینه پوشیده و برای خود ظاهری ژولیده، بی نزاکت و ژنده پوش و خشم آلود درست کرده اند.

امامان معصوم (علیهم السلام) همواره در برابر افکار انحرافی این گروه ایستادگی می کردند و با آنها در عمل و گفتار مخالفت می نمودند و روش آنان را انحرافی و باطل می دانستند. امام صادق (ع) در مورد این افراد می فرماید: آنها دشمنان ما هستند. کسی که به آنها مایل گردد، جزء آنان است و با آنها محشور می شود.(4)

ساده زیستیِ مزوّرانه

ممکن است بعضی افراد از ساده زیستی سوء استفاده کنند و با نیرنگ و فریب، مردم را به گمراهی بکشانند و از این طریق به مقاصد خویش برسند.

سعدی در این باره داستانی نقل کرده است: زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند، کمتر از آن خورد که ارادتِ او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که عادتِ او بود، تا ظنّ صلاح در حق او زیادت شود... چون به مقام خویش باز آمد، سفره خواست تا تناولی کند. پسری داشت صاحب فراست، گفت: ای پدر، باری به دعوت سلطان طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.(5)

ساده زیستی و آراستگی

شاید بعضی تصور کنند ساده زیستی با آراستگیِ ظاهری، منافات دارد، در حالی که بین این دو هیچ گونه تضادی وجود ندارد. می توان هم ساده بود و هم آراسته. اسلام بر لزوم آراستگی مسلمانان تأکید کرده است. قرآن مجید می فرماید: «یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد؛(6) ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشید». این جمله می تواند شامل پوشیدن لباس های مرتب و پاکیزه، شانه زدن موها، به کار بردن عطر و مانند آن باشد. ضمن آن که شامل زینت های معنوی مانند: ملکات اخلاقی و پاکی نیت و اخلاص نیز می گردد.(7)

پیامبر اکرم (ص) می فرماید: خدای تعالی دوست دارد وقتی بنده اش نزد برادران خود می رود، با ظاهری آراسته رو به رو شود.(8) آن حضرت از مردی که موهای ژولیده و لباسی کثیف داشت، انتقاد کرد و فرمود: بهره بردن از نعمت های الهی و نمایاندن نعمت، جزء دین است.(9)

پیامبر اکرم (ص) در عین سادگی و دوری از تجملات دنیوی، پاک و پاکیزه و خوش بو و معطّر بود؛ چنان که وقتی از مسیری می گذشت، رهگذرانی که پس از وی از آن جا می گذشتند، از بوی خوش آن حضرت می فهمیدند که پیامبر از آن جا عبور کرده است.(10) امام خمینی (ره) که الگوی ساده زیستی در عصر حاضر بود، به ظاهر خویش و تمیزی و زیبایی لباس بها می داد و همواره از عطر استفاده می کرد.

جای گاه ساده زیستی در اسلام

از نظر اسلام، ساده زیستی، یک ارزش معنوی است. پیشوایان دین، ساده زیستی و قناعت را ارزشی والا می دانستند و افراد ساده زیست را می ستودند. امیرمؤمنان علی (ع) در مورد «صعصعة بن صوحان» می فرماید: «انک ما علمتُ حَسَنُ المعونة خفیف المؤونة؛(11) همانا تو تا آن جا که دانسته ام، یاوری نیکو و کم هزینه ای.»

هم چنین آن حضرت در توصیف «زید بن صوحان» که در جنگ جمل به شهادت رسید، فرمود: خداوند تو را رحمت کند ای زید که به راستی کم هزینه و پر کار بودی.(12)

امام علی (ع) از میان همه کمالات «صعصعه» و «زید» به این ویژگی مهم آنان (کم هزینه و پر کار بودن) اشاره می کند تا جای گاه ارزشی ساده زیستی برای همگان مشخص گردد.

در اهمیت این مقوله ارزش مند همین بس که همه پیامبران الهی از آدم تا خاتم، به آن متّصف بوده اند.

ساده زیستی در سیره پیامبران

سادگی و بی پیرایگیِ فرستادگان الهی، به عنوان اصلی اصیل، جلوه ای خاص در رفتار، معاشرت و نشست و برخاست آنان دارد. امام علی (ع) از ساده زیستی پیامبران خدا خبر داده است. آن حضرت می فرماید: موسی (ع) به خدا عرض کرد: پروردگارا! من به آن چه از نیکی به سویم فرستادی نیازمندم. به خدا، موسی جز نانی که آن را بخورد از خدا چیزی نخواست، زیرا وی از سبزی زمین می خورد تا آن جا که به دلیل لاغری تن و تکیدگی گوشت بدن، رنگ آن سبزی از پوست شکم او نمایان بود. و اگر بخواهی از حضرت داوود (ع) بگویم که به دست خود از لیف خرما زنبیل می بافت و از بهای آن، گرده ای نان جوین تهیه می کرد و می خورد. و اگر بخواهی از عیسی بن مریم (ع) بگویم که سنگ را بالین خود می کرد و جامه درشت [و خشن ]می پوشید و خوراک ناگوار می خورد و خورش او گرسنگی بود و چراغش در شب، ماه و پناه گاهش در زمستان، شرق و غرب زمین بود.(13)

پیامبر اسلام (ص) نمونه کامل ساده زیستی است. امام علی (ع) در توصیف آن حضرت می فرماید: برای تو کافی است که رسول خدا (ص) را اطاعت نمایی تا راهنمای خوبی برای تو در شناخت بدی ها و عیب های دنیا و بسیاری خواری و زشتی های آن باشد، چه این که دل بستگی های آن از او گرفته شده و برای غیر او گسترده شده است؛ از نوش آن نخورد و از زیورهایش بهره نبرد.(14)

آن حضرت در ادامه می فرماید: پیامبر (ص) روی زمین غذا می خورد و همچون بندگان می نشست و به دست خود کفشش را پینه می زد و جامه خود را وصله می کرد و بر الاغ بی پالان سوار می شد و دیگری را در کنار خود سوار می کرد.(15)

رسول خدا (ص) از سیره پادشاهان و نوع نشست و برخاست و رفت و آمد و تشریفات آنها سخت بیزار بود. مردی نزد پیامبر آمد تا با وی سخن گوید، اما چون پیامبر (ص) را دید، دست پاچه شد و به لرزه افتاد. حضرت به او فرمود: راحت باش، من که پادشاه نیستم، من فرزند همان زنم که گوشت خشکیده می خورد.(16)

امام علی (ع) و ساده زیستی

حضرت علی (ع) و فرزندانش، پاسداران سیره نبوی بودند و در ساده زیستی از آن بزرگوار پیروی می کردند. آن حضرت می فرماید: به خدا سوگند، این جامه پشمین خود را آن قدر وصله کرده ام که از وصله کننده آن شرم دارم.(17)

امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش روایت کرده که فرمود: علی (ع) در کوفه به مردم نان و گوشت می خوراند و خود طعامی جداگانه داشت. بعضی گفتند: کاش می دیدیم که خوراک امیرمؤمنان چیست؟ پس عده ای به طور سرزده به حضور امام رسیدند، غذای او چنین بود: تریدی (خرده ای) از نان خشکیده خیسیده به روغن که با خرمای فشرده آمیخته شده بود و آن خرما را از مدینه برای وی می آوردند.(18)

ابواسحاق سبیعی می گوید: یک روز جمعه بر دوش پدرم سوار بودم و امام علی (ع) خطبه می خواند. دیدم آن حضرت دست خود را تکان می دهد، گویا با آستین پیراهنش خود را باد می زند. به پدرم گفتم: آیا امیرمؤمنان گرمش است؟ گفت: او گرما و سرما را چیزی به حساب نمی آورد، بلکه پیراهنش را شسته و چون پیراهنی جز آن نداشته، آن را مرطوب به تن کرده است و چنین می کند تا خشک شود.(19)

کدام زمام داری را می توان مانند امام علی (ع) یافت که خوراک و پوشاکش چون ضعیف ترین مردم باشد و از این سیره نیکو تا لحظه وداع از این دنیا دست بر ندارد.

حضرت زهرا (س) و ساده زیستی

حضرت زهرا (س) نیز شاگرد مدرسه پیامبر (ص) و الگوی ساده زیستی است. وقتی سلمان فارسی چادر کهنه ایشان را دید که با لیف خرما دوازده جای آن وصله شده بود، متعجب گردید و با گریه چنین گفت: دختران قیصر و کسری در سندس و حریرند و دختر محمد (ص) روپوشی کهنه بر تن دارد که دوازده جای آن وصله شده است. آن حضرت گفت: یا رسول الله (ص)! سلمان از لباسم تعجب کرده است، قسم به آن که تو را به حق مبعوث فرمود، پنج سال است که من و علی جز یک پوست گوسفند نداریم که روزها بر روی آن به شترمان علف می دهیم و چون شب فرا می رسد آن را فرش می کنیم و بالش ما از پوستی است که درون آن از لیف خرما پر شده است!(20)

امام زمان (عج) و ساده زیستی

سیره آخرین وصی پیامبر (ص) نیز ساده زیستی است. امام صادق (ع) می فرماید: «فواللّه ما لباسه الاّ الغلیظ و لا طعامه الاّ الجشب؛ (21) به خدا سوگند، لباس مهدی (عج) جز پوشاکی درشت و خوراک او جز خوراکی سخت نخواهد بود.»

ساده زیستی و مقتضیات زمان

هر چند ساده زیستی به عنوان اصلی ثابت در زندگی پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام) شناخته می شود، اما طبیعی است که این اصل در اوضاع و احوال گوناگون و اعصار مختلف، صورت و شکل مناسب آن زمان را پیدا می کند. بر این اساس، پیشوایان دین با حفظ اصل ساده زیستی، مقتضیات زمان خود را در نظر می گرفتند. این نکته مهمی است که باید در شناخت سیره معصومان مورد توجه قرار گیرد، چرا که در غیر این صورت باعث ایجاد شک و شبهه درباره زندگی آن بزرگواران می گردد. نمونه زیر حاصل عدم شناخت این نکته مهم در زندگی ائمه اطهار (علیهم السلام) است.

اعتراض زاهدنمای صوفی مسلک به امام صادق (ع)

روزی سفیان ثوری که خود از زهد فروش های عصر امام صادق (ع) بود، به نوع لباس آن حضرت اعتراض کرد و گفت: ای پسر رسول خدا (ص)! پیامبر (ص) و علی (ع) چنین لباسی را نپوشیدند که شما به تن کرده اید. حضرت در پاسخ فرمود: رسول خدا (ص) در عصری بود که فقر و تنگ دستی همه جا را فرا گرفته بود و آن حضرت مطابق شرایط آن زمان، چنان لباسی می پوشید؛ ولی دنیا بعد از آن عصر، نعمت هایش را در همه جا فرو ریخت. شایسته ترین افراد به بهره مندی از این نعمت ها، نیکان هستند. سپس حضرت این آیه شریفه را خواند که: «قل من حرّم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق؛(22) بگو: چه کسی نعمت های زیبای خدا و روزی های پاک را که او برای بندگانش آشکار کرده، حرام نموده است». ای سفیان ثوری! آن چه را که از لباسِ ظاهر من می بینی برای حفظ آبرو نزد مردم پوشیده ام. سپس حضرت لباس ظاهر خود را بالا زد و لباس زیرین خویش را که زبر و خشن بود، به سفیان نشان داد و فرمود: این لباس خشن را برای نفس خود و آن لباس ظاهر را برای مردم بر تن کرده ام.(23)

آن گاه امام (ع) اعتراض سفیان را به خودش برگرداند که در زیر لباس خشن خویش، جامه ای بس لطیف در بر کرده بود(24) و بدین طریق، روحیه ریاکارانه و زاهدنمای سفیان را آشکار کرد.

شرایط دوره امام صادق (ع) به گونه ای بود که باید به تناسب آن، نوع پوشش و لباس انتخاب شود. در عین حال اگر شرایط تغییر می کرد و مردم مدینه در سختی قرار می گرفتند، امام صادق (ع) به همان ساده زیستی برمی گشتند. از این رو معتب می گوید: امام صادق (ع) فرمود: چقدر طعام در نزد ماست؟ گفتم: بیش از چند ماه. حضرت فرمود: همه را بفروش. گفتم: در مدینه طعام نیست. حضرت فرمود: آن را بفروش. وقتی فروختم، حضرت فرمود: طعام را روز به روز خریداری کن و غذای عیالم را نصفی از گندم و نصفی از جو قرار ده. خدا می داند که می توانم به آنان گندم بدهم، ولی دوست دارم خدا مرا ببیند که در زندگی اعتدال دارم.(25)

فلسفه ساده زیستی

ساده زیستی در اسلام، تحمل محرومیت بی منطق نیست، بلکه باید بر اساس حکم عقل و نقل صورت گیرد. اما چرا اسلام ساده زیستی را ارزش می داند و فلسفه آن چیست؟ در این جا به بعضی از موارد آن اشاره می کنیم:

1 - هم دردی با محرومان

فلسفه ساده زیستی، هم دردی و شرکت عملی در غم مستمندان است. اگر افراد جامعه به خصوص مدیران و رهبران جامعه زندگی ساده ای را برگزینند، هم درد و رنج محرومان را لمس می کنند و هم با آنان هم دردی کرده اند. از این رو امام علی (ع) می فرماید: اگر می خواستم می توانستم از عسل خالص و مغز گندم و بافته ابریشم برای خود خوراک و پوشاک تهیه کنم، اما هرگز هوا و هوس بر من چیره نخواهد شد و حرص و طمع مرا به گزیدن خوراک ها نخواهد کشید. در حالی که ممکن است در سرزمین «حجاز» یا «یمامه» کسی باشد که حسرت گرده نانی برد و یا هرگز شکمی سیر نخورد، آیا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی باشد از گرسنگی به پشت دوخته و جگرهایی سوخته؟ یا چنان باشم که آن شاعر گفته است:

و حسبُک داءً أن تَبیتَ بِبطنة

و حولَکَ أکبادٌ تحنُّ الی القِدِّ

این درد تو را بس که شب سیر بخوابی و گرداگردت شکم هایی گرسنه به پشت چسبیده باشد. آیا بدین بسنده کنم که مرا امیرمؤمنان گویند و در ناخوش آیندی های روزگار شریک آنان نباشم؟(26)

2 - ایثار

یکی دیگر از فلسفه های ساده زیستی، ایثار و مقدّم داشتن دیگران بر خود است. ایثار از پر شکوه ترین مظاهر جمال و جلال انسانیت است و فقط انسان های بسیار بزرگ به این قله شامخ صعود می کنند. ایثارگر از این که نیازمندان را بخوراند و بپوشاند و به آنان آسایش برساند بیش از آن لذت می برد که خود بخورد و بپوشد و استراحت کند.

اگر لذت ترک لذت بدانی

دگر لذت نفس لذت نخوانی

 

نمونه بارز ایثار امام علی (ع) و خاندان پیامبر (ص) در سوره انسان منعکس شده است. آن بزرگواران برای رضای خدا طعام خود را به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند.

مشهور است که امیرمؤمنان علی (ع) باغی را که پیامبر (ص) درخت نشانده و با دست خود آب داده بود، به دوازده هزار درهم فروخت و وقتی نزد خانواده اش آمد، از آن هیچ نمانده بود و همه را در راه خدا داده بود. حضرت فاطمه (س) به وی گفت: می دانی چند روز است که ما خوراک نخورده ایم و گرسنگی بر ما چیره گشته است، پس چرا قدری از آن را نگه نداشتی؟ حضرت فرمود: چهره هایی زرد و دردمند را که نمی خواستم ذلت خواهش را در آنها ببینم، مرا بازداشت از این که چیزی از آن را نگه دارم.(27)

ساده زیستی در عصر تکنولوژی

ممکن است این توهّم پیش آید که در این زمانه که عصر تکنولوژی و پیشرفت است، ساده زیستی ممکن نیست و اساساً سخن گفتن از این مقوله، بیهوده و نا به جاست، زیرا ماهیت تکنولوژی، زهد و ساده زیستی را بر نمی تابد. حیات تکنولوژی، فزون خواهی و گسترش است و همواره در پی تولید و تکثیر می باشد. پس یکی از مقتضیات آن، ترویج مصرف گرایی و ارزش بودن آن است.

در پاسخ باید گفت: تکنولوژی، محصول اندیشه و عمل انسان است، نه پدیده ای خود مختار است و نه می تواند انسان را به دنبال خود بکشاند. البته در این که یکی از ویژگی های تکنولوژی، ترویج مصرف گرایی است، تردیدی نیست، اما این خواست انسان است که اگر به دنیا روی آورد، برای خود مصرف های نو می آفریند و در پی ایجاد نیازهای دروغین می افتد. انسان می تواند از فواید تکنولوژی بهره بجوید ولی اسیر آن نباشد.

سخن در بهره مندی از تکنولوژی نیست، بلکه سخن در این است که بهره مندی از آن به چه قیمتی باید تمام شود. تکنولوژی باید در خدمت بشر باشد، نه این که انسان در خدمت تکنولوژی باشد. اگر ساده زیستی نسبی را یک ارزش بدانیم، فرقی میان عصر تکنولوژی و جز آن وجود ندارد. البته باید اذعان کرد که عصر حاضر، ساده زیستی را دشوار ساخته است اما علی رغم این دشواری، می توان ساده زیستی را انتخاب کرد و در عین فعالیت اقتصادی و بهره مندی از مواهب علمی این عصر، اسیر مادیات نشد.

به هر روی، ساده زیستی به معنای گوشه گیری، تنبلی و بی تحرکی نیست تا با تکنولوژی و فعالیت و پیشرفت منافات داشته باشد. امام صادق (ع) می فرماید: «المؤمن حسن المعونة خفیف المؤونة؛(28) مؤمن، پر کار و کم خرج است.»

ساده زیستی و فقر

ممکن است این تصور پیش آید که اسلام با تأکید شدید بر ساده زیستی، مروّج فقر است، در حالی که به هیچ وجه ساده زیستی به معنای توصیه پذیرش فقر و استضعاف نیست و نظر اسلام، فقرزدایی است، نه فقرزایی. فقر، نداشتن و ناداری است، اما ساده زیستی، نخواستن در عین تمکّن می باشد. ساده زیستی، گذشت از سر اقتدار است، اما فقر، گذشت محرومانه است. ساده زیست، دارد و نمی خواهد، اما فقیر، ندارد تا بخواهد.

اسلام نه تنها فقر را نمی ستاید، بلکه آن را به شدت محکوم می کند و از آن بر حذر می دارد. تا جایی که پیامبر اسلام (ص) از فقر به خدا پناه می برد(29) و آن را از هر مرگی بدتر می داند.(30)

امام علی (ع) می فرماید: پسرم! از فقر بر تو بیمناکم، پس از آن به خدا پناه ببر که فقر مایه کاستی دین و سرگردانی عقل است و به دشمنی می انجامد.(31)

ضرورت ساده زیستی رهبران جامعه

گرچه ساده زیستی برای آحاد جامعه، یک ارزش محسوب می شود، اما برای پیشوایان و مدیران جامعه، یک ضرورت است. امام علی (ع) می فرماید: «ان الله تعالی فرض علی ائمة العدل ان یقدّروا انفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیّغ بالفقیر فقره؛(32) خدای متعال بر پیشوایان دادگر واجب کرده است که خود را با مردم ناتوان برابر قرار دهند تا رنج فقر، مستمندی را ناراحت نکند». آن حضرت در جایی دیگر می فرماید: خداوند مرا پیشوای خلقش قرار داده و بر من واجب کرده است که درباره خودم و خوراک و پوشاکم مانند مردمان ناتوان عمل کنم تا این که فقیر به سیره فقیرانه من تأسی کند و ثروت مند به وسیله ثروتش سرکشی و طغیان نکند.»(33)

ساده زیستی رهبران و زمام داران، دو نتیجه مثبت و رعایت نکردن آن، دو خطر بزرگ در پی دارد. تحمل فقر و عدم طغیان ثروت مندان، دو پی آمد مثبت ساده زیستی، و عدم صبر و تحمل محرومان و گستاخی ثروت مندان، دو خطر تجمل گرایی رهبران است.

نوشته اند: عالم بزرگ و استاد کل، آیة الله وحید بهبهانی (ره) پسری داشت به نام عبدالحسین که برای همسر خویش لباسی تازه تهیه کرده بود. وقتی ایشان متوجه شد عکس العمل تندی نشان داد و او را از چنین اعمالی منع نمود. پسر در پاسخ وی آیه: «قل من حرّم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق...» را خواند. استاد از این توجیه ناراحت شد و فرمود: من نیز این آیه را شنیده ام، ولی فقرایی بسیار از همسایگان هستند که به فقر ما تسلّی می جویند.(34)

وقتی به امام علی (ع) خبر می رسد که کارگزار او «عثمان بن حنیف» در بصره به مهمانی یکی از ثروت مندان آن شهر رفته که در آن مهمانی، غذاهای رنگارنگ تدارک دیده شده و جای فقرا خالی بوده است، او را سخت سرزنش کرده و به وی گوشزد می کند که گمان نمی کردم تو مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان به جفا رانده شده اند.(35)

امام خمینی (ره) همواره بر ساده زیستی مسئولان و کارگزاران و روحانیان تأکید می نمودند و آنان را از تجمل گرایی بر حذر می داشتند. ایشان در این باره می فرماید: «من متواضعانه و به عنوان یک پدر پیر از همه فرزندان و عزیزان روحانی خود می خواهم که در زمانی که خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و اداره کشور بزرگ و تبلیغ رسالت انبیا را به آنان محوّل فرموده است، از زیّ روحانی خود خارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که دون شأن روحانیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران است، پرهیز کنند و بر حذر باشند که هیچ آفت و خطری برای روحانیت و برای دنیا و آخرت آنان، بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسیر دنیا نیست.»(36)

با نگاهی گذرا به زندگی سراسر ساده و بی آلایش امام خمینی (ره) چه در دوران جوانی و چه در اوج مبارزه و تبعید و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، می توان به بعد ساده زیستی آن پیر مراد و عارف وارسته پی برد. این امر چنان مشهود بود که «مایک والاس»، گزارش گر تلویزیونی آمریکا بعد از ملاقات و مصاحبه با وی چنین اظهار می دارد: «باید بگویم زندگی بسیار ساده که رهبر انقلاب اسلامی برای خود فراهم کرده بود، او را از همه رهبران دیگر دنیا متمایز می کرد.»(37)

زمینه های ساده زیستی

نهادینه شدن ساده زیستی در جامعه به عنوان یکی از ارزش های اخلاقی، نیاز به فراهم شدن بستر و زمینه مناسب دارد که مهم ترین آنها عبارت اند از:

1 - ساده زیستی مسئولان جامعه: یکی از عواملی که در ساده زیستی مردم مؤثر است، بی پیرایه بودن زندگی رهبران و کارگزاران و الگوهای جامعه است. مدل برداری از زندگی کسانی که نقش هدایت و راهنمایی را بر دوش دارند و الگوگیری از آنان، موضوعی است که در آموزه های دینی و روان شناسی مورد توجه قرار گرفته است. از امام علی (ع) نقل شده است که فرمودند: مردم به حاکمان خود شبیه ترند تا به پدرانشان.

آن حضرت با مطرح کردن روش زندگی پیامبر (ص) به عنوان برجسته ترین الگوی تربیتی، مردم را به ساده زیستی دعوت کرده و فرمودند: برای تو کافی است که راه و رسم زندگی پیامبر اسلام (ص) را الگو قرار دهی.(38) آن حضرت در جایی دیگر زندگی خود را که نمونه عالی بی رغبتی به دنیا و ساده زیستی است، به عنوان الگو معرفی می کند و می فرماید: بدانید که هر پیروی را امامی است که او را الگوی خود می شناسد و از نور دانشش روشنی می گیرد، بدانید که امام شما از دنیای خود به دو پاره تن پوش و از خوردنی هایش به دو قرص نان بسنده کرده است.(39)

2 - دنیاشناسی: ساده زیستی با نحوه نگرش انسان به دنیا ارتباطی مستقیم دارد. کسی که دنیا را همه چیز و منتهای آمال و آرزوهای خود می پندارد، نمی تواند ساده زیست باشد. در جهت اصلاح همین نگرش است که امام علی (ع) می فرماید: از فرزندان آخرت باشید، نه از فرزندان دنیا.(40)

3 - خودشناسی: یکی از روش هایی که در تقویت ارزش های اخلاقی به ویژه ساده زیستی مؤثر است، توجه دادن انسان به منزلت خویش است. کسی که بداند دنیا ابزاری بیش نیست، هرگز خود را به دنیای پست و زودگذر نمی فروشد و اسیر مظاهر دنیوی نمی شود.

4 - فرهنگ سازی: فطرت انسان ها به سمت و سوی خوبی ها گرایش دارد، پس مهم آن است که ساده زیستی به عنوان یک ارزش معرفی گردد. دستگاه های تبلیغاتی به ویژه صدا و سیما با ساخت برنامه های گوناگون می توانند ساده زیستی را در جامعه به عنوان یک فرهنگ ترویج کنند و مردم را به تهاجم فرهنگی دشمن که در جهت دگرگونی ارزش ها قدم بر می دارد، متوجه سازند.

آثار ساده زیستی

ساده زیستی، آثار فراوانی دارد که مهم ترین آنها عبارت اند از:

1 - آسودگی

همه اضطراب ها و نگرانی ها از دنیا و مظاهر آن است، که با ساده زیستی می توان آنها را برطرف کرد و به آسودگی دست یافت. امام علی (ع) می فرماید: «الرّغبةُ مفتاح النَصَب و مَطیّةُ التَعَب؛(41) شیفتگی دنیا، کلید دشواری و مرکب گرفتاری است.»

امام صادق (ع) نیز می فرماید: شیفتگی در دنیا، مایه غم و اندوه است و زهد در دنیا، آسایش جسم و جان را در پی دارد.(42)

ممکن است تصور شود که ساده زیستی، ملتزم نوعی ریاضت و به زحمت انداختن جسم است، در حالی که چنین نیست. راحتی و آسایش روحی در زندگی آسان و ساده به دست می آید. امام علی (ع) گنجی را بی نیاز کننده تر از قناعت و مالی را با برکت تر از بسنده کردن به روزیِ روزانه نمی داند.(43)

زندگی پر هزینه و تجملی است که خاطر انسان را به خود مشغول می کند، زیرا لازمه این زندگی، درآمد بالاست که تحصل آن، سعی خستگی ناپذیر می خواهد و همین تلاش بی وقفه، استراحت و لذت بردن از زندگی را از انسان سلب می کند.

از طرفی، خواسته های انسان، محدود و تمام ناشدنی است. از این رو در هیچ مرحله ای از زندگی، رضایت کامل حاصل نمی شود. عدم رضایت از زندگی و قید و بندی که با تجمل و تشریفات پدید آمده، آسودگی را از انسان سلب می کند. از این جهت بعضی برای رهایی از تجملات به هیپی گری رو می آورند.

2 - موفقیت در زندگی

یکی از آثار ساده زیستی، کام یابی و توفیق در زندگی است. این سخن نیاز به استدلال ندارد، تجربه نشان داده است که بیشتر مخترعان و مکتشفان و نخبگان جامعه که به بشر خدمت کرده اند، از قشر محروم یا متوسط بوده اند. برای آشنایی بیشتر با چنین انسان هایی، یک نمونه را ذکر می کنیم:

مرحوم علامه شیخ محمد حسن نجفی، معروف به صاحب جواهر از علمای مشهور و بنام نجف است که کتاب گران سنگ «جواهر الکلام» وی، عظیم ترین کتاب فقهی و دایرة المعارف فقه شیعه و ثمره 26 سال کار مداوم او به حساب می آید. امام خمینی (ره) در باره ایشان می فرماید: «صاحب جواهر چنان کتابی نوشته است که اگر صد نفر بخواهند بنویسند شاید از عهده [اش ] بر نیایند و این یک کاخ نشین نبوده است... یک منزل محقّر داشتند. از یک آدمی که علاقه به شکم، شهوات، مال و منال و جاه و امثال اینها دارد، این کارها بر نمی آید. طبع قضیه این است که نتواند.»(44)

3 - سرمایه گذاری

ساده زیستی، یک نوع سرمایه گذاری است. با توجه به زندگی محدود و نیازهای گوناگون بشر باید انسان برای نیازهای ماندگار خود، سرمایه گذاری کند. در سیر الی الله که هدف نهایی، خلقت انسان است، بهترین زاد و توشه، سبک بالی است. چون هر چه آدمی خود را وابسته کند از طی طریق باز می ماند. امام علی (ع) می فرماید: « تَخَفَّفوا تلحقوا؛(45) سبک بار شوید تا زودتر برسید.»

همان طوری که کوه نورد برای رسیدن به قله کوه و صعودی آسان و موفق، از حمل بار اضافی پرهیز می کند و می داند هر چه بر بار خود بیفزاید، احتمال رسیدن او به قله کاهش می یابد، شخصی که خود را در این جهان پهناور چون مسافری می بیند که سفری طولانی در پیش دارد، سعی می کند زندگی ساده و بی آلایشی داشته باشد تا از آن هدف باز نماند. او می داند برای پیمودن راه درازی که در پیش دارد، باید امکانات و سرمایه لازم را فراهم کند و عاقلانه تر آن است که چیزی را برگزیند که کم وزن تر و پر ارج تر باشد و این کاری است که هر انسان عاقل و دور اندیشی انجام می دهد.

4 - قدرت

امام علی (ع) راز قدرت مندی و تصمیم و اراده پیامبران را در ساده زیستی و بی پیرایگی آنان می داند و می فرماید: «و لکنّ الله سبحانه جعل رسله اولی قوّةٍ فی عزائمهم و ضعفةً فیماتری الاعینُ من حالاتهم مع قناعة تملأُ القلوب و العیون غنیً و خصاصةٍ تملأ الابصار و الاسماع اذی؛(46) لکن خدای سبحان، فرستادگان خود را در اراده و تصمیم هایشان نیرومند و توانا گردانید و در حالاتشان که به چشم دیگران می آید، ضعیف و ناتوان قرارشان داد. با قناعتی که دل ها و چشم ها را از بی نیازی پر می کرد و با تنگ دستی و فقری که چشم ها و گوش ها را از رنج پر می نمود.»

استاد مطهری می گوید: یک کسی با «داشتن»، می خواهد چشم ها را پر کند و یک کسی با «ندارم ولی بی نیازم و اعتنا ندارم» چشم ها را پر می کند. پیامبران در نهایت سادگی بودند، ولی همان سادگی، آن جلال و جبروت ها و حشمت ها را خرد می کرد.(47)

حضرت موسی (ع) در سایه همین ساده زیستی به این قدرت روحی دست یافت که با آن لباس پشمی و عصای چوبی در مقابل فرعونی می ایستد که ادعای خدایی دارد و با صلابت با او سخن می گوید. امام علی (ع) می فرماید: موسی با برادرش هارون بر فرعون وارد شدند درحالی که لباس های پشمین بر تن داشتند و در دست هر کدام عصایی بود. با او شرط کردند که اگر تسلیم فرمان پروردگار شوی، حکومت تو باقی می ماند و عزت و قدرتت دوام می یابد.(48)

ساده زیستی به انسان چنان قدرتی می دهد که در هر عرصه ای می تواند دست به کارهای سترگ بزند. امام خمینی (ره) در این باره می گوید: «اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستی عادت دهید.»(49)

امام راحل (ره) با اشاره به زندگی عالمان بزرگی چون صاحب جواهر و شیخ انصاری، زهد را عامل اقتدار آنان معرفی می کند(50) و در باره مرحوم مدرّس می فرماید: «یک سید خشکیده لاغر با لباس کرباسی، در مقابل آن قلدری که هر کس آن وقت را ادراک کرده، می داند که زمان رضا شاه غیر [از] زمان محمدرضا شاه بود. در مقابل او همچو ایستاد.. یک وقت رضا شاه به او گفته بود: سید چه از جان من می خواهی؟ گفته بود که می خواهم تو نباشی. وقتی که رضا شاه ریخت به مجلس، فریاد می زدند که زنده باد کذا. مدرّس رفت ایستاد و گفت که مرده باد کذا، زنده باد خودم. شما نمی دانید در مقابل او ایستادن یعنی چه و او ایستاد. این برای این بود که از هواهای نفسانی آزاد بود، وارسته بود و وابسته نبود.»(51)

5 - آزادگی

شهید مطهری در مورد ساده زیستی رهبران الهی می گوید: «افرادی را می بینید که در دنیا ساده زندگی می کنند، بدون این که لذت های خدا را بر خودشان حرام کرده باشند و بدون این که از کارهای زندگی دست بکشند. اینها در متن زندگی واقع هستند ولی دلشان می خواهد ساده زندگی کنند. چرا؟ می گوید برای این که من نمی خواهم آزادی ام را به چیزی بفروشم، به هر اندازه خودم را به اشیا مقیّد کنم، اسیر آنها هستم و وقتی اسیر اشیا باشم، مثل کسی هستم که هزار بند به او بسته است. چنین آدمی نمی تواند راه برود و سبک بار و سبک بال باشد و لهذا زندگی پیامبران عظام و رهبران بزرگ اجتماع، همواره زندگی ساده ای بوده، زیرا اگر زندگی پر تجمل می داشتند دیگر از رهبری می بایست دست می کشیدند. زندگی پر تجمل با رهبری که لازمه آن سبک باری و سبک بالی و جنبش زیاد و آزادی و آزادگی است، نمی سازد.»(52)

شاعری می گوید:

در شط حادثات برون آی از لباس

کاول برهنگی است که شرط شناور است

 

یعنی اگر می خواهی در دریای حوادث فرو بروی، اول شرطش این است که خودت را لخت کنی. این معنا کنایه از عدم گرایش به زندگی تجملی و وابستگی های دنیوی است.

نیاز و وابستگی به دنیا، انسان را برده و مطیع خود می سازد، زیرا قید و بندها و تعلقات مادی و تجمل گرایی، آزادی عمل را می گیرد. امام علی (ع) می فرماید: «الدنیا دار ممرّ لا دار مقرّ و الناس فیها رجلان: رجل باع فیها نفسه فأوبقها و رجل اتباع نفسه فأعتقها؛(53) دنیا گذرگاه است نه ایست گاه. مردم در این دنیا دو دسته اند: برخی خود را می فروشند و برده دنیا می شوند و خود را تباه می سازند و برخی خویشتن را می خرند و آن را آزاد می کنند.»

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

مگر تعلق خاطر به ماه رخساری

که خاطر از همه عالم به مهر او شاد است

استاد مطهری (ره) دل بستگی نداشتن به دنیا را شرط لازم برای آزادی می داند، اما می گوید: این شرط کافی نیست. عادت به حداقل برداشت از نعمت ها و پرهیز از عادت به برداشت زیاد، شرط دیگر آزادگی است.(54)

مانع ساده زیستی

آن چه با روحیه ساده زیستی سازگاری ندارد و مانع تحقق آن می شود، تجمل گرایی است.

فرهنگ رفاه زدگی و تجمل گرایی، پی آمدهای مخرّب و نگران کننده ای دارد که به برخی از آنها می پردازیم.

آثار تجمل گرایی

1 - گسترش فساد: با گرایش به زندگی تجملی، هزینه های مصرف بالا می رود و طبیعی است که راه های مشروع، کفایت نمی کند. لذا مردم برای دست یابی به خواسته های روز افزون خود، از شیوه های نامشروع مانند: چاپلوسی، رانت خواری، ربا و... بهره می جویند.

امام خمینی (ره) می فرماید: «این خوی کاخ نشینی اسباب این می شود که انحطاط اخلاقی پیدا شود. اکثر این خوی های فاسد، از طبقه مرفّه به مردم دیگر صادر شده است.»(55)

پیامبر اکرم (ص) در گفت وگو با ابوذر از این نوع گرایش ابراز نگرانی کرده و می فرماید: به زودی مردمی از امت من خواهند بود که در دامن نعمت ها تولد می یابند، همّتشان غذاها و نوشیدنی های گوناگون و رنگارنگ است و مورد ستایش نیز قرار می گیرند. ایشان بدترین افراد امت من هستند.(56)

ابن خلدون، متفکر و جامعه شناس مسلمان، تجمل و رفاه زدگی را دشمن شهر نشینی می داند و می گوید: «تجمل خواهی و نازپروردگی برای مردم، تباهی آور است، چه در نهاد آدمی انواع بدی ها و فرومایگی ها و عادات زشت، پدید می آورد و خصال نیکی را که نشانه و راهنمای کشورداری است، از میان می برد و انسان را به خصال مناقض نیکی متّصف می کند.»(57)

2 - سقوط و نابودی: قرآن کریم، خوش گذرانی را عامل سقوط می شمارد و می فرماید: «و کم اهلکنا من قریة بطرت معیشتها؛(58) چه بسیار قریه ها را از میان بردیم که از زندگی خود گرفتار سرمستی بودند.»

در آیه ای دیگر، خداوند متعال اتراف و ترفه را باعث سقوط و نابودی شمرده است: «و اذا اردنا ان نهلک قریة امرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول فدمّرناها تدمیراً؛(59) و چون اراده کردیم که جمعیت و دیاری را نابود کنیم، توان گران خوش گذران را وادار به فساد می کنیم و وقتی به فسق پرداختند سزاوار عذاب می شوند. آن گاه آن جا را زیر و زبر می کنیم و نابودشان می سازیم.»

این آیه به یکی از سنّت های قطعی پرودگار درباره هلاکت مردم و ارتباط آن با رفاه زدگان و تجمّل گرایان اشاره دارد.

همیشه اشراف و مرفّهان بی درد، نخستین کسانی بوده اند که با پیامبران و منادیان عدالت، مخالفت کرده اند. قرآن مجید می فرماید: «و ما ارسلنا فی قریة من نذیر الا قال مترفوها انّا بما ارسلتم به کافرون؛(60) ما به هیچ جمعیت و دیاری پیامبری نفرستادیم، مگر آن که اشراف و خوش گذرانان آن جامعه گفتند: ما به آن چه شما مأمور شده اید، کافریم.»

ابن خلدون می گوید: «به هر اندازه (ملتی) بیشتر در ناز و نعمت فرو روند، به همان میزان به نابودی نزدیک تر می شوند.»(61)

3 - انحطاط اخلاقی: امام علی (ع) از رفاه زدگی به «سُکر نعمت» یعنی مستیِ ناشی از تجمل و رفاه، یاد می کند که متأسفانه پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، امت اسلامی به آن مبتلا شدند. آن حضرت می فرماید: «ثم انکم معشر العرب اغراض بلایا قد اقتربت. فاتقوا سکرات النعمة و احذروا بوائق النقمة؛(62)شما مردم عرب، هدف مصایبی هستید که نزدیک است. همانا از مستی های نعمت بترسید و از بلای انتقام بهراسید.»

در این شرایط است که امام (ع) می فرماید: در زمانی هستید که خیر همواره واپس می رود و شر به پیش می آید و شیطان هر لحظه بیشتر به شما طمع می بندد. آیا جز این است که یا نیازمندی می بینی که با فقر خود دست و پنجه نرم می کند و یا توان گری کافر نعمت یا کسی که امساک حق خدا را وسیله ثروت اندوزی قرار داده است و یا سرکشی که گوشش به اندرز بده کار نیست. کجایند نیکان و شایستگان شما؟ کجایند آزادمردان و جوان مردان شما؟ کجایند پارسایان شما در کار و کسب؟(63)

استاد مطهری می گوید: آری، سرازیر شدن نعمت های بی حساب به سوی جهان اسلام و تقسیم غیر عادلانه ثروت و تبعیض های ناروا، جامعه اسلامی را دچار بیماری مزمن، دنیازدگی و رفاه زدگی کرد.(64)

امام خمینی (ره) معتقد بود گرایش به تجمل گرایی به تدریج صورت می گیرد و در درون آدمی رسوخ می کند و اخلاق را تغییر می دهد. ایشان در این باره می فرماید: «این طور نیست که انسان خیال کند که شیطان ابتدا می آید به آدم بگوید که بیا و برو طاغوتی شو؛ این را نمی گوید. قدم به قدم انسان را پیش می برد، وجب به وجب انسان را پیش می برد. امروز این که اشکالی ندارد. اگر جلویش را گرفتید، طمعش بریده می شود و اگر جلویش را نگرفتید، فردا یک قدم دیگر جلو می رود. یک وقت می بینید که این طلبه زاهد عابد که در مدرسه زندگی می کرد متحوّل شد به یک نفر انسان طاغوتی.»(65)

بنابر فرمایش امام (ره)، از ابتدا باید جلوِ نفس و خواهش های آن ایستاد. ایشان به صراحت می فرماید: «با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی توان ارزش های انسانی - اسلامی را حفظ کرد.»(66)

4 - اسراف: بسیاری از مخارج و مصارف، بر اساس میل ها و نیازهای واقعی صورت نمی گیرد. یکی از نتایج دوری از ساده زیستی و تجمل گرایی، ابتلا به اسراف و زیاده روی است و دلیلش عادات ناپسند، چشم و هم چشمی ها و تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه و... می باشد. و این همان چیزی است که اسلام آن را حرام کرده است. قرآن مجید می فرماید: بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.(67) در جای دیگر، اسراف کاران را از اصحاب آتش دانسته است.(68)

بدیهی است که با ساده زیستی و قناعت می توان از اسراف و ریخت و پاش های بیهوده و خرج های اضافی جلوگیری کرد و نیازمندان را از فقر و نداری نجات داد. اسراف علاوه بر ضربه زدن به نظام اقتصادی جامعه، خسارت بزرگ معنوی محسوب می شود. رسول اکرم (ص) می فرماید: آن که بخورد و بپوشد و سوار شود از روی لذت و اشتهای نفسانی، خداوند بر او نظر نمی افکند تا جان دهد یا ترک نماید.(69)

5 - کم رنگ شدن ارزش ها و سنّت ها: یکی از آثار تجمل گرایی در جامعه، متروک شدن سنّت های الهی و آداب اسلامی است. وجود تشریفات زاید و رسوم و آداب گوناگون باعث شده است ازدواج که سنّت پیامبر اعظم (س) است و موجب آرامش خانواده و سلامت روح و روان افراد و عفت عمومی در جامعه می شود، به تأخیر افتد و جوانان عزیز در وقت مناسب نتوانند تشکیل خانواده دهند، در حالی که با حذف تشریفات و رو آوردن به ساده زیستی که اسلام به ویژه در امر مهم ازدواج، خواهان آن است، می توان اسباب ازدواج بسیاری از جوانان را فراهم کرد.

نمونه دیگر از آثار تجمل گرایی، کم رنگ شدن روابط عاطفی و دید و بازدید و صله رحم و اکتفا به ارتباط از راه دور و روابط سرد و خاموش از طریق تلفن یا نامه یا اینترنت و... می باشد. بدیهی است علاوه بر مشغله های روزمره، مهم ترین عامل این اثر را باید در تجمل گرایی و به تکلّف افتادن خانواده ها جست و جو کرد.



:: موضوعات مرتبط: مقالات , ,
:: برچسب‌ها: ساده , زیستی , اسلام , آیین , سنت , سیدامیرقزوینی , سیدامیرحسینی , سیدامیرعلی قزوینی , مسلمان , شیعه , غذا , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : سید علی حسینی
تاریخ : پنج شنبه 18 تير 1394

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد